با کلمات که گرم بگیری شعر می‌شوند...

طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب
  • ۹۷/۱۱/۰۴
    😔
پربیننده ترین مطالب
محبوب ترین مطالب
نویسندگان

۳ مطلب در اسفند ۱۳۹۷ ثبت شده است

۲۰
اسفند






  • احسان ...
۰۶
اسفند

گاهی هرچه دلت را می‌بندی به نسیم صبح 

به طلوع نور ، به آواز پرندگان  یا بارش باران 

بازهم نمی‌شود که رها شوی...

ازفکرهای شمشیربه دست که گویا قسم خورده اند از پا درت آورند.

به خودت که می‌آیی وسط میدان جنگ هستی ، تنهاترازآنکه تصورش راکنی.

دلت رامی‌بندی به صدای زنگ تلفن ، به صدای بازشدن درب خانه ، به ...

نه نمی‌شود ، انگار دنیا برای برخی آدم ها جایی ندارد.

انگار مهمان خانه ای هستی که میزبانش نای پذیرایی ندارد و دلش به رفتن توست.

گاهی وسط هیاهوی عجیب پرندگان 

میان تمام نگاه ها و گفتن و خندیدن ها ، تنهایی

تنهاتر از همین کلمه ی رمزالود و خسته کننده.

گاهی لبخندها نای ماندن ندارند و حتی اشک ها نای ریختن.

گاهی آنقدر شکسته ای و ناامید که نای گفتن نداری، سکوت میکنی 

سکوتی خاکستری ، سرد و...

هرچه می‌گویی دنیا دو روز است 

دنیا...

دنیا...

نه، این جمله ها نمی‌تواند انرژی رفته را برگرداند.

دلت را می‌بندی به ترانه ها ، بهانه ها ، شعرها و...

نه، نمی‌شود

ابری می‌شوی، زل میزنی به تمام آدم های کنارت که چگونه است همه شادند اِلّا من...

دلیلش منم یا همان قلم مسخره ی سرنوشت.

و بازهم بی جواب 

اشک هایت را پاک میکنی ، بلند میشوی و نقابت را از روی میز برمیداری و میروی بیرون از اتاق.

آن طرف سفره پهن کرده اند و تو باهمان نقاب همیشگی ، می‌نشینی کنارشان...




احسان صادقی

   یزدان آباد


  • احسان ...
۰۴
اسفند

  • احسان ...