با کلمات که گرم بگیری شعر می‌شوند...

با کلمات که گرم بگیری شعر می‌شوند...
آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب
محبوب ترین مطالب
  • ۹۵/۰۶/۰۲
    تو
نویسندگان

۱۱ مطلب در شهریور ۱۳۹۴ ثبت شده است

۲۶
شهریور

بین این عالم سرد

بین این مردم سخت..بین این ثانیه ها..

یک کسی هست که هستی من است..

من از او میخوانم..او به دل میخندد

من برایش خاکم..اوپر از احساس است..

دست او دور ز من..دست من دور ز او..

من حتی بین همین افسانه..

سخت باور دارم..

او همان است که هستی من است..

بین این درد سیاه..بین این عمر تباه..

او کسی است که هستی من است

نام او زیبایی است

روی او چون مهتاب

دستهایش همه از جنس بهار

صورتش چون خود گل..

او صدایش همچو یک نم نم باران زیبا..

او همان است که هستی من است..


احسان صادقی یزدان..

  • احسان صادقی یزدان آباد
۲۵
شهریور

به زیر بارش بارون

تورو دیدن چه حالیه


توکه همرنگ رویایی

هوای چشمات آبیه


به زیر نم نم بارون

عجب احساس خوبی هست


تو دوری اما خب اینجا

یکم حس صبوری هست


به زیر بارش بارون

خداهم عاشقت میشه


چه احساسی به تو دارم

بدون تو مگه میشه..؟


میخوام تو رقص هرقطره

بگم من بی تو می میرم


کجایی بی تو بارونم

میخونه بی تو میبارم..


احسان صادقی یزدان..

  • احسان صادقی یزدان آباد
۲۵
شهریور

الان ساعت ۲۱۰۰ توی تهران داره بارون میاد

خیلی هوس شعرگفتن کردم..

زیربارون شعر گفتن یه عالمی داره..

  • احسان صادقی یزدان آباد
۲۴
شهریور
نویسنده کسی است که می نویسد.
شما وقتی به فکر نوشتن می‌افتید که طرحی در سر داشته باشید.
نوشتن فکر کردن است چون چیدن و آرایش کلام است و کلام تنها رسانه‌ی فکر استهر رمان با طرح موضوعی شروع می شود، در واقع طرح گام نخستی است که برای نوشتن داستان برداشته می شود.
هر کس ممکن است طرحی برای نوشتن رمان داشته باشد اما برای خلق رمان باید عناصر سازنده آن را شناخت. بدون این شناخت طرح فقط ماده خامی است و اگر روی کاغذ بیاید از ارزشی برخوردار نیست.
از این رو با ارائه طرح، داستانی به وجود نمی آید. طرح در حکم جرقه یی است که موجب زایش داستان می شود وگرنه به خودی خود نشانه یی از داستان ندارد.
ممکن است دیگران هم چنین طرحی در ذهن داشته باشند.
اما  آنچه به این طرح شناسنامه می دهد و از طرح های دیگر متمایز می کند بهره گیری نویسنده از عناصر داستان طبق ذوق و سلیقه خود و بینش و مهارت او در ارائه آن است


جمال میرصادقی
۲۴
شهریور

از غصه بریدیم  و رسیدیم به غصه

غم را بشکستیم و رسیدیم به غصه


از کنج قفس پر بکشیدیم برفتیم

پر را بشکستند و نشستیم به غصه


از قافله ماندیم و کمی نیز بخفتیم

چشم باز شد و دید که هستیم به غصه


آفاق و فلک رنگ کبودی غم ماست

از چرخ فلک ،خسته و جستیم به غصه


هرگز نتواند بدوان اسب ادب را

آنجا که سیه پوش و گسستیم به غصه..


احسان صادقی یزدان..

  • احسان صادقی یزدان آباد
۲۴
شهریور

درس هایی برای نویسندگان تازه کار


قبل شروع به نوشتن رمانتان تعیین شخصیت های داستان الزامی است. حداقل دو شخصیت برجسته در داستانتان خواهید داشت قهرمان مرد و قهرمان زن. اساسا در کل داستان آن دو بر یک دیگر تاثیر گذار خواهند بود و چگونگی تاثیر گذاری آن دو بر یک دیگر را نتیجه داستان مشخص خواهد کرد. می خواهید این دو شخصیت از ابتدا تا انتهای داستان در عشق پایدار بمانند؟ یا این که می خواهید در ابتدای داستان به یکدیگر عشق بورزند و سپس در انتها با کشمکش به جدایی برسند؟ زمانی که این دو شخصیت را انتخاب کردید حال لازم است تا در مورد سن، ویژگی های شخصیتی و نامشان تصمیم بگیرید.

سن

رفتارهای مناسب سنی در بسط دادن شخصیت در درجه اول اهمیت هستند. به عنوان مثال اگر سن شخصیت زن را سنین نوجوانی در نظر می گیرید باید بدانید که عکس العمل او نسبت به موقعیت ها متفاوت تر است از اواخر سن بیست سالگیش است. این مورد بهمان اندازه در مورد شخصیت قهرمان مرد نیز یکسان است (صدق می کند). در داستان های عاشقانه نوعا سن قهرمان زن اوایل سن بیست سالگی در نظر گرفته می شود حال آن که قهرمان مرد مسن تر است. اگر سن قهرمان مرد را بیست سالگی در نظر می گیرید نباید او را یک شخص سرمایه دار و با نفوذ نشان دهید مگر این که به واسطه ارثیه ثروتمند شده باشد و اگر سن سی سالگی را برایش در نظر می گیرید نباید او را در انجام فعالیت هایی نشان دهید که نسبت به سنش خام و بی تجربه است(نا معقول است)

ویژگی های شخصیتی

در داستانتان مستلزمید ویژگی های شخصیتی ممتازی را برای شخصیت اصلی در نظر بگیرید تا او را نسبت به شخصیت های دیگر داستان ممتاز سازد. با متمایز ساختن شخصیت های اصلی از اشخاص دیگر داستان می توانید هر نوع حالات یا موقعیت را بر اساس خصوصیات آنها خلق کنید. به طور نمونه در داستان ویژگی های شخصیتی در میان رفتارها، دیالوگ ها( گفتگو با افراد دیگر )آشکار می شود و گاهی اوقات در حین بازگویی داستان ممکن است آشکار شود که چطور فردی در آن سبک رفتاری در می آید.

اگر با ویژگی های شخصیتی آشنا نیستید می توانید کتاب های روانشناسی که اینگونه صفات را توصیف می کنند مطالعه کنید. برخی از صفات شخصیتی عبارتند از: افراد درون گرا برون گرا و یا افراطی از نوع شخصیت های ذکر شده و غیره. برای مثال یک شخص درون گرا در محیط اجتماعی خجالتی ظاهر می شود، زیاد صحبت نمی کند و از مکان های اجتماعی دوری می کند و در حالیکه یک شخص برون گرا اجتماعی، صمیمی و معمولا اهل معاشرت و مهمانی است .

انواع بسیاری از خصوصیات رفتاری وجود دارد که می توانید برای قهرمان زن انتخاب کنید. به طور نمونه یک زن رمانتیک این خصوصیات را داراست: مهربان، فرهیخته، عاشق، خونگرم، مجرد، خوش گذران، دانا و جذاب. برای قهرمان مرد نیز حتی خصوصیات رفتاری می تواند بیشتر از این باشد و معمولا این خصوصیات را داراست : مسن، قاطع، قدرتمند، مهربان، دستگیر، مجرد، نجیب و خوش تیپ.

به طور معمول شما باید شخصیت های متنوع و متعددی در داستانتان داشته باشید . اما آگاه باشید که شخصیت هایی کاملا بی عیب و نقص خلق کنید. چون خوانندگان ترجیح می دهند در مورد افراد واقعی بخوانند و در عین حال در همان لحظه مایلند کمی گریز بزنند ( در حین خواندن داستان ). بعضی از فضاها را رها می کنند و به سمت شخصیت مورد پسندشان بسط می دهند تا آنها را به سمت رویداد سوق دهد. همانطور یک نویسنده، نویسنده نیز مجبور است بعضی از لغات را به شکل زیرکانه ای به کار ببرد تا اینچنین حادثه و رویدادی را تثبیت کند.

البته خصوصیات رفتاری دیگری نیز می توان در نظر گرفت، ممکن است قهرمان زن شخصی لجوج و سر سخت باشد و به نصیحت دیگران گوش ندهد و یا ممکن است قهرمان مرد نسبت به هیچکس صادق نباشد بنابراین جالب است که او شخصی محتاط و هوشیار باشد.

زمانی که در مورد ویژگی های هر شخصیت تصمیم گیری کردید سپس گام بعدی تخیل است. تخیل در مورد چگونگی عکس العمل آن ها نسبت به موقعیت های تعیین شده است.

برای مثال یک شخص بی فکر احتمالا عکس العمل متفاوتی نسبت به یک شخص محتاط در یک موقعیت مشابه خواهد داشت. سعی کنید خودتان را در جایگاه شخصیتتان قرار دهید و آنچه را که آنها احساس خواهند کرد احساس کنید. وقتی قهرمان مرد و زن با هم صمیمی می شوند ممکن است تا پایان داستان در بر طرف کردن معایبشان به یکدیگر کمک کنند و در همان حال معایب و نقایص یکدیگر را بپذیرند . البته کشمکش هایی در رسیدن به عشقشان وجود خواهد داشت. داستانی بدون کشمکش وجود دارد ؟ !

آن ها تا پایان داستان نقایص یکدیگر را در زندگیشان می فهمند و با اینحال نمی توانند بدون یکدیگر زندگی کنند. زندگی بدون حضور دیگری معنا ندارد. مهم نیست به چه قیمتی آها....... عشق صادق و پاک !

نام ها

زمانی که سن و ویژگی های شخصیتی هر شخصیت را مشخص کردید بعد از آن لازم است تا نامی برای آنها انتخاب کنید. اگر برای شخصیت مرد صفت مبارز یا رهبر را در نظر دارید نباید نامی برایش انتخاب کنید که جنس مونث به آن نام خوانده می شود. مثل نام جین یا فرانسیس. همچنین باید در مورد وضع ظاهر، منطقه یا ناحیه و دوره زمانی که شخصیت ها در آن هستند حساس باشید. علاوه بر این باید بدانید که نام های شخصیت های دیگر داستان نباید بر نام قهرمان های داستان چیرگی یا برتری داشته باشد.

سایر ویژگی ها

زمانی که شخصیت های اصلی را مشخص کردید بعد از آن باید در مورد افراد دیگری که می خواهید در داستانتان نقش داشته باشند فکر کنید. اینکه چه نقشی را این شخصیت ها می خواهند در پیشبرد شخصیت قهرمان های اصلی ایفا کنند ؟ اگر شما فردی را به داستانتان اضافه می کنید فقط به این خاطر که آن جنس مذکر یا مونث را دوست دارید این کافی نیست دوباره روی آن شخصیت فکر کنید که چطور آنها می توانند در داستان مثمر ثمر باشند.

ممکن است از طریق این شخصیت ها مواردی را بفهمید که برای قهرمان های اصلی مفید باشد سپس آنها را به داستانتان اضافه کنید.

ایجاد شخصیت های سطحی یا ظاهری نتیجه تمرکز کردن بر روی یکی از ابعاد شخصیت می باشد. ویژگی های سطحی می تواند رویهم رفته بد خوب خنده دار غمگین و غیره باشد. البته این موارد تزلزل زیادی در توصیفات ایجاد نمی کنند. گاهی اوقات این شخصیت ها به یک رمان اضافه می شوند تا شخصیت فرد دیگری را اثبات کنند. برای مثال یک شخصیت بد را در مقابل قهرمانی که در مبارزه با او خوب ظاهر می شود قرار می دهیم که صرفا هدف از داشتن شخصیت بد خوب جلوه دادن قهرمان مرد است . سعی نکنید تا ویژگی شخصیت بد را آنچنان بسط دهید که بدی او را کمتر جلوه دهد. اگر چه در ادبیات اخیر یکی از مواردی که بیشتر دیده می شود ظاهر دلسوزانه افراد بد در انجام دادن کردارهای بدشان است و در عین حال به هر طریقی شخصیت را بسط می دهند تا احساس تاسف نسبت به آنها را در خواننده ایجاد کنند.

فرایند نوشتن

زمانی که در حال نوشتن هستید مهم نیست تماما فکر کنید. همیشه برگردید و کارتان را برای اثبات و سازگاری در داستانتان بررسی کنید .مطئمن شوید که اگر قهرمان داستانتان در شروع داستان چشم های آبی دارد هنوز هم تا پایان داستان چشم های آبی خواهد داشت و غیره. همچنین قبل از نوشتن مطئمن شوید که شخصیت های داستانتان را خوب شناخته اید. اگر اینطور نباشد در طول نوشته تان عدم شناخت شما ازشخصیت ها معلوم خواهد شد. در کل داستان شما مستلزمید در توصیف اشخاص واقعی در تمامی مراحل درخشش ها و همچنین معایبشان دقت کنید. زمانی که اولین چرک نویس رمان دختر لیپسیز را می خواندم فهمیدم که باید اندکی بیش تر و خیلی خوب در باره ایجاد کارکترها توجه می کردم. سپس فهمیدم عمدا یک یا دو کاستی در رمانم داشتم. کاستی هایی که به کشمکش در داستانم کمک می کرد و در پیشرفت رمانم موثر بود.

فرایند نهایی که در پایان به آن می رسید شخصیتی است که شما خلق کردید و یا آمیختید، شخصیتی کاملا جدید که با درسی که آنها از داستان گرفتند، با رشد دادن درون به سوی انسانی بهتر بودن گام بر می دارند. حال با خواندن این متن شروع کنید به نوشتن شخصیت هایتان و به آنها جان بدهید


منبع: www.geocities.com

نوشته Patty Apostolide

ترجمه‌ی مبارکه اسلامی‌فر

۲۴
شهریور



پراز دلشوره ام گاهی..پر از باران بی تابی

هوا سرد و نفس گیر و من و شب های مهتابی..


پراز دلشوره ام وقتی صدایت بغض و غم دارد

شوم تنها و سردر گم به صد طوفان و گردابی..


مرا از من جدا باید مرا از جسم نا ظالم

که احوال پریشانم شده دنیای اجباری..


پر از دلشوره ام گاهی ، که چشمت را نمیبینم

هوا گاهی زمستان و هوایم گاه پائیزی..


پر از دلشوره و درد و پر از حال پریشانم

نمیدانم چه میگویی به این مجنون بارانی..


پر از آواز بی رقص و پر از دلشوره ام اکنون

خدایا عاشقم باش و تو درک کن حال شیدایی..


احسان صادقی یزدان

  • احسان صادقی یزدان آباد
۲۴
شهریور


غم دارم و غمگینم و غمبازم و غمناک وغم انگیز...

برخیز..دستت به من غمزده بسپار..

من را که اسیر غم و اندوه و عذابم...چون همسفری ساده بپندار...

برخیز..دستان مرا گیر..

با عشق به این چهره بیاندیش..

آری خودم هستم..آن رهگذره ساده ی سال های دل انگیز..

برخیز..دستان مرا گیر و ازین چهره غباری بزدا عشق..

برخیز..غم تیغ خودش را به حد مرگ نشانده است..برخیز...


احسان صادقی یزدان..


  • احسان صادقی یزدان آباد
۲۴
شهریور

امروز کسی که قرار بود توی یک مراسم من و همراهی کنه..گفت ک بنا ب مشکلی براش مقدور نیست..

این مراسم برام خیلی مهم بود..

امروز کاملا غم دار شدم..کاملا..

امروز پرهای خوشی از روی طاقچه ی شعرهام رو باد برد..

  • احسان صادقی یزدان آباد
۲۳
شهریور

پشت پنجره که مینشینم

ازپشت همین شیشه ها..فکرم دست در دست تو قدم میزند..

وقتی هستم..عینک ات را برندار..

میخواهم حس پنجره را..در آغوش بگیرم...


احسان صادقی یزدان

  • احسان صادقی یزدان آباد