با کلمات که گرم بگیری شعر می‌شوند...

با کلمات که گرم بگیری شعر می‌شوند...
آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب
محبوب ترین مطالب
  • ۹۵/۰۶/۰۲
    تو
نویسندگان

بلور رویا

يكشنبه, ۳۰ خرداد ۱۳۹۵، ۰۶:۲۷ ب.ظ

ما تکیه داده نرم به بازوی یکدیگر 

 در روحمان طراوت مهتاب عشق بود 

 سرهایمان چو شاخه سنگین ز بار و برگ 

 خامش بر آستانه محراب عشق بود 

 من همچو موج ابر سپیدی کنار تو 

 بر گیسویم نشسته گل مریم سپید 

 هر لحظه میچکید ز مژگان نازکم 

 بر برگ دستهای تو آن شبنم سپید 

 گویی فرشتگان خدا در کنار ما 

 با دستهای کوچکشان چنگ میزدند 

 درعطر عود و ناله ی اسپند و ابر دود 

 محراب را زپاکی خود رنگ میزدند 

 پیشانی بلند تو در نور شمع ها 

 آرام و رام بود چو دریای روشنی 

 با ساقهای نقره نشانش نشسته بود 

 در زیر پلکهای تو رویای روشنی 

 من تشنه صدای تو بودم که می سرود 

 در گوشم آن کلام خوش دلنواز را 

 چون کودکان که رفته ز خود گوش میکنند 

 افسانه های کهنه لبریز راز را 

 آنگه در آسمان نگاهت گشوده گشت 

 بال بلور قوس قزح های رنگ رنگ 

 در سینه قلب روشن محراب می تپید 

 من شعله ور در آتش آن لحظه درنگ 

 گفتم خموش آری و همچون نسیم صبح 

 لرزان و بی قرار وزیدم بسوی تو 

 اما تو هیچ بودی و دیدم هنوز 

 در سینه هیچ نیست به جز آرزوی تو 


فروغ فرخزاد



  • احسان صادقی یزدان آباد

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">