با کلمات که گرم بگیری شعر می‌شوند...

با کلمات که گرم بگیری شعر می‌شوند...
آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب
محبوب ترین مطالب
  • ۹۵/۰۶/۰۲
    تو
نویسندگان

فرهنگ

دوشنبه, ۱۶ آذر ۱۳۹۴، ۰۲:۲۶ ب.ظ

... من نمی دانم این سنت غیر حسنه ی اهدای کتاب توسط نویسنده را اولین بار چه کسی بنایش را گذاشته که تقریبا همان حکایت گذاشتن خشت کج است .

بیشتر نویسندگان جوان و حتی پیش کسوت که هنوز نامی برای خود دست و پا نکرده اند باید خودشان برای انتشار کتابشان سرمایه گذاری کنند . ناشران محترم هم معمولا فقط  اخذ مجوز و چاپ کتاب را تضمین کرده و خودشان را از پخش و فروش کتاب خلاص می کنند و فروش کتاب را می اندازند گردن  نویسنده .تازه همه آشنایان و دوستان هم به استناد همان خشت کجی که شرحش رفت انتظار دارند کتاب را رایگان از مولف ، تازه با امضای خودش دریافت کنند . واقعا حکایت جالبی است . در این میان دو نفر سود می کنند . ناشر از نوع کلان و خواننده  از نوع خرد . و ظاهرا همه ی ضرر و زیان به گردن مولف است . به این می گویند چرخه ی اقتصاد نشر ! 
شاید شما هم سهم مولف ، ناشر، پخش کننده  و فروشنده ی کتاب را از قیمت پشت جلد ندانید.سهم مولف معمولا 10 درصد پخش کننده 20 درصد فروشنده 30 درصد و ناشر 40 درصد . که البته این درصد ها  ممکن است کمی بالا و پایین شوند ولی نکته ی جالب اینجاست که سهم مولف  در هر شرایطی کمتراز بقیه  است . جالب است نه ؟

مولف ، یعنی خالق اثر  یعنی کسی که اگر نباشد ناشر و پخش کننده و فروشنده محلی از اعراب ندارند سهمش از اثری که آفریده از همه کمتر است و ما یعنی خوانندگان اثر او از او انتظار داریم که او کتابش را دودستی با امضای خودش تقدیم ما کند ! جداً آیا تا به حال شده شما از یک ناشر یا فروشنده خواسته باشید کتاب به شما تقدیم کند ؟  چرا این در خواست مضحک به نظر می رسد ولی در خواست از خالق اثر منطقی ؟ یکی از دوستان اتفاقا همین امروز تعریف می کرد که در یک کشور خارجی فرهنگی از دیر باز شکل گرفته و آن این است که خلق الله کتابی که  از کتابفروشی می خرند  را به نشانی مولف کتاب می فرستند و از او خواهش می کنند کتاب را برایشان امضا کند و بسته به کَرَمشان یک اسکناس 10 یا 100 دلاری هم لای کتاب می گذارند و برای او می فرستند!  شما این فرهنگ را با فرهنگی که در کشور ما از دیرباز حاکم بوده مقایسه کنید .بیایید از امروز تصمیم بگیریم کتاب نزدیکترین دوست یا فامیلمان را هم برویم و بخریم  و فقط او به ما افتخار بدهد و برایمان امضا کند .شاید با این کار لااقل بخشی از  سرمایه ی اولیه ای که او برای چاپ کتاب هزینه کرده را به او برگردانیم.

 

نویسنده این مطلب : سعید بیابانکی

  • احسان صادقی یزدان آباد

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">